کاربرد درمان شناختی رفتاری ( CBT ) در درمان درد

کاربرد درمان شناختی رفتاری ( CBT ) در درمان درد

درمان شناختی رفتاری(CBT) در درمان درد های مزمن، بر این اصل استوار است که بیمار با این باور وارد درمان می شود که بسیاری از مشکلات او، غیر قابل کنترل است. از این رو، اهداف عمده این روش درمانی در آغاز، کمک به بیمارانی است که این انتظار را در خود به وجود آورند که می توانند روش کنترل مشکلات خود را یاد بگیرند و سپس مهارت هایی به انها اموخته شود تا بتوانند با استفاده از ان، مشکلات فعلی و جدی که بعد از اتمام درمان در ایشان به وجود می آید، کنترل نمایند.

ترک و مایکنبام (۱۹۹۴) معتقدند اگر چه درمان شناختی-رفتاری برای کاهش از بین بردن خود درد طراحی نگردیده است، اما ممکن است در اثر افزایش فعالیت و اکتساب مهارت های مختلف شناختی-رفتاری، فراوانی و شدت درد، کاهش پیدا کند.

درمان شناختی- رفتاری   (CBT)برای درد مزمن از دل مداخله های رفتاری که پیش از این توضیح دادیم بیرون آمده است اما با افزودن روشهای شناختی از اوایل دهه ۱۹۸۰ یعنی زمانی که درمان شناختی-رفتاری برای اولین بار معرفی شد، هم تأکید بر این روش و هم برخی از تکنیک های رفتاری تغییر پیدا کرد.

صورت بندی اولیه اساسا از روشهای مدیریت استرس در جریان درمان روانشناختی نشأت می گرفت و این بیشتر با روشهای آرمیدگی و پاسخگر سازگار بود تا برنامه های کنشگر. این مدل بر تاثیر متقابل محتوای شناخت ( طرحواره ها و باور ها) ، فر ایند های شناختی (افکار خودکار، ارزیابی های مربوط به کنترل) ، رفتار و پیامد های بین شخصی تاکید می کرد که همگی هدف مناسبی برای مداخله بودند.

سایت انجمن روانشناسی درد