مداخله های روان شناختی

مداخله های روان شناختی

 

پژوهش های معتبر قابل توجهی درباره نظریه کنترل دروازه درد که توسط ملزاک و وال (۱۹۶۵) مطرح شده است وجود مسیر نورو فیزیولوژیکی پایین رونده که از طریق ان حالت های روان شناختی می توانند درون داد گیرنده های درد آوران وتجربه درد را تشدید کرده یا بازداری کنند را تایید کرده اند. گرچه پریشانی عاطفی زیاد می تواند با بی دردی (فقدان درد) ناشی از استرس همراه باشد در سطوح کمتر افراطی، پریشانی عاطفی بیشتر عموماً به شدت بیشتر درد حاد رابطه دارد.

به علاوه، واقعیت این است که یک تکنیک خاص کنترل درد، احتمالا به منظور بالا بردن احساس کنترل ادرک شده بیمار که به نظر می رسد عامل مهمی در کاهش واکنش های منفی به محرک درد ناک است، ارائه میشود.

 

مداخله های مبتنی بر حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی منبع مهمی برای بیماران مبتلا به بیماری مزمن می باشد. بیماران مزمن که روابط اجتماعی خوبی دارند، بیشتر احتمال می رود که کاملا با بیماریشان سازگار شوند . این روابط در خصوص بیماران سرطانی، بیمارانی که از بیماری کلیه رنج می برند و بیماران اسیب دیده نخاعی و بیماران دیگر تایید شده است.

شواهد فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهد حمایت اجتماعی می تواند تاثیر مطلوبی بر سلامتی داشته و بهبود بیماری را تسریع کند . ولی منابع حمایت اجتماعی می تواند در اثر بیماری مزمن در معرض خطر قرار بگیرد. در نتیجه، بیماران باید منابع بالقوه حمایتی را در محیط اطراف خود بشناسند و چگونگی کمک گرفتن از این منابع را بدانند . برای مثال، باید بیماران را ترغیب نمود تا به گروه های اجتماعی، گروه های ذی نفع، گروه های اجتماعی غیر رسمی و دوستانه و گروه های خودیاری بپیوندند .

 

حمایت خانوادگی

 حمایت خانوادگی از بیماران مبتلا به بیماری مزمن نه تنها به این دلیل که کارکرد جسمانی و هیجانی بیماران را بهبود می بخشد بلکه به این خاطر که به پیروی از برنامه درمان بیماران نیز کمک می کند دارای اهمیت اساسی است . اعضای خانواده نه تنها کارهایی که باید انجام شود به بیماران یاداوری می کند بلکه درمان را با فعالیت های جاری در خانواده به گونه ای پیوند می دهند که پیروی و دنبال کردن درمان متحمل تر می شود . مثلا اعضای خانواده ممکن است روزانه قبل از صبحانه یا شام در سرتاسر محله یا منطقه پیاده روی کنند.

 

گروه های حمایتی

گروه های حمایتی اجتماعی نمایان گر یک منبع حمایتی برای بیمار مبتلا به درد مزمن هستند . چنین گروه هایی در دسترس همه بیماران مزمن از جمله بیماران مبتلا به سکته مغزی، انفارکتوس میوکارد و بیماران سرطانی قرار دارد . برخی ازاین گروه ها توسط یک درمان گر راه می افتد و در بعضی موارد توسط بیماران اداره می شود.

 

این گروه های حمایتی در مورد نگرانی ها و مشکلاتی که پیامد بیماری است بحث می کنند . این گروه ها اغلب اطلاعات خاصی درباره اینکه دیگران چگونه مشکلات برخواسته از بیماری شان را حل کرده اند ارائه می دهند و این فرصت را به افراد می دهند تا واکنش های هیجانی شان را با دیگرانی که خود به همین مشکلات مواجه اند در میان بگذارند گروه های حمایت اجتماعی می توانند به نیاز هایی توجه کنند که توسط خانواده و مراقبت کنندگان ارضا نشده است . چنین گروه های حمایتی می توانند به عنوان یک منبع حمایتی اضافه از سوی کسانی باشد که خود این رویداد را تجربه کرده اند.

گروه های خودیاری می توانند به قربانیان کمک کنند تا با داغ و بر چسب مربوط به یک اختلال خاص مانند سرطان یا صرع کنار بیایند و چنین گروه هایی می توانند انگیزه و تکنیک های پیروی از برنامه های درمان را در بیماران پرورش دهند .

 

به چند دلیل گروه های حمایت اجتماعی می توانند بیماران را ترغیب به پیروی از درمان نمایند . اول اینکه، افراد باید در حضور دیگران، خود را متعهد به تغییر رفتارشان نمایند . تعهد و الزام به یک طرز رفتار مصمم و ارادی غالبا پیروی از درمان را بیشتر می کند . دوم اینکه، بیماران در جریان تعامل با دیگران می توانند تکنیک هایی را که آنان برای حفظ پیروی از درمان و مبارزه با مشکلاتشان به کار می برند، یاد بگیرند . در نهایت، حمایت عاطفی و تشویق و دل گرمی کسانی که مشکلات مشابهی داشته اند، می توانند بیماران را به پیروی از درمان و وفاداری به ان ترغیب کند.

 

به طور خلاصه، مداخله های روان درمانی شدید در اختیار بیماران مزمنی است که تلاش می کنند با مشکلات پیچیده کنار بیایند . این مداخله ها شامل مداخله بحران، خانواده درمانی، درمان فردی، گروه درمانی و گروه های حمایتی است . هر یک از این انتخاب ها، فواید و ویژگی های خاص آنها، برای برخی از مشکلات بهتر از مشکلات دیگر است . ارزیابی این مداخله ها، اثرات مفید پایداری را نشان می دهد.

 

صدوقی، مجید . تمنایی فر، محمد رضا . (۱۳۸۸)روانشناسی سلامت . اصفهان: انتشارات جهاد دانشگاهی واحد اصفهان .